سیدعلی صالحی، شاعر پیشکسوت معاصر، در گفتوگویی درباره زندگی شخصی، مسیر شاعری، علاقه به سینما و نگاهش به جامعه تأکید کرده است که در هفتادسالگی همچنان شعر مینویسد و به باور خودش، بهترین آثارش را در همین دوره خلق میکند. او میگوید جهان را با شعر میبیند، نه با سیاست و معتقد است شاعر واقعی باید سخنگوی مردم باشد و برای جلب اعتماد و انتخاب آنها تلاش کند.
تنهایی و شعر؛ دو همراه همیشگی سیدعلی صالحی
صالحی در این گفتوگو از علاقه عمیق خود به تنهایی سخن گفته و تأکید کرده است که خلوت برای او آرامشبخش است. به گفته این شاعر، تنهایی و اندیشیدن به جمع در تضاد با یکدیگر نیستند؛ چراکه شعر از خلوت شکل میگیرد، اما میتواند بازتابی از زندگی و دغدغههای مردم باشد.
او با اشاره به جملهای از مادرش درباره تنهایی، آن را نوعی عبادت توصیف میکند و معتقد است هر انسان به خلوتی خاص و شخصی نیاز دارد. از نگاه صالحی، بخش کوتاه زندگی انسان در برابر ناشناختههای پیش از تولد و پس از مرگ، زمان بسیار محدودی است.
شعر از نوجوانی با صالحی همراه بوده است
سیدعلی صالحی میگوید شعر همواره بخشی از زندگی او بوده است. نخستین شعرش با عنوان «فاصله» در ۱۷سالگی منتشر شد. او بعدها متوجه شد که این شعر تصویری از فاصله طبقاتی ارائه میدهد؛ درحالیکه هنگام سرودن آن، نگاه سیاسی مشخصی نداشته است.
به گفته او، فضای اجتماعی جنوب کشور و بهویژه مسجدسلیمان ممکن است ناخودآگاه بر شکلگیری این اثر تأثیر گذاشته باشد. صالحی همچنین تأکید میکند که بیش از نیم قرن است بهطور جدی در حوزه شعر فعالیت میکند.
این شاعر در بخش دیگری از صحبتهایش از مردم ایران تمجید کرده و آنها را مردمی خوب و شایسته دانسته است. او همچنین برای آینده خیر و برکت میبیند و آزادی، بهویژه آزادی اندیشه و بیان، را نیرویی مولد و اثرگذار میداند.
ستایش زنان؛ یکی از محورهای اصلی شعر صالحی
صالحی در توضیح جایگاه زنان در شعر خود میگوید از همان دوران کودکی به زنان و حضور آنها توجه ویژهای داشته است. او تأکید میکند که در تمام عمرش ستایشگر زن بوده و بخش مهمی از نگاه انسانی و ادبیاش به این موضوع اختصاص دارد.
او مجموعه «دریغا ملا عمر» را نیز اثری در ستایش زن معرفی میکند و به یکی از سطرهای پایانی آن اشاره دارد که در آن، شاعر با زبانی تأملبرانگیز به مادر بودن زنی برای شخصیت مورد خطاب اشاره میکند.
علاقه قدیمی سیدعلی صالحی به سینما
سینما از دوران کودکی برای صالحی جذابیت داشته است. او نخستین مواجهه خود با تصویر متحرک را در حدود پنجسالگی و در مسجدسلیمان به یاد میآورد؛ زمانی که شهرداری در میدان خاکی شهر فیلمی آموزشی درباره مسواک زدن نمایش داده بود. به گفته او، حرکت تصاویر برای کودکی که پیشتر چنین تجربهای نداشت، حالتی جادویی و شگفتانگیز داشت.
این علاقه در سالهای بعد ادامه پیدا کرد و صالحی حتی در دوران دبستان برای تماشای فیلم، مسافت زیادی را تا سینما طی میکرد. او خاطرهای از تماشای فیلم در سینمای روباز تعریف میکند؛ جایی که به دلیل نداشتن پول کافی برای خرید بلیت سهریالی، از دیوار بالا میرفت و پس از پایان بخش ابتدایی برنامه، وارد محوطه سینما میشد.
تجربه بازیگری و همکاری با خسرو معصومی
صالحی در سال ۱۳۵۸، زمانی که دانشجوی رشته هنر بود، در نخستین فیلم خسرو معصومی بازی کرد. او همچنین از تجربه حضور در فیلمنامهای با عنوان «آخرین گام» یاد میکند؛ پروژهای که در آن به دلیل غیبت بازیگر موردنظر، خودش با پوشیدن کلاه در یک نمای دور ایفای نقش کرد.
این شاعر از دوستی نزدیک خود با خسرو شکیبایی نیز سخن گفته و به همکاری ادبی آنها در مجموعه «نشانیها» اشاره کرده است. به گفته صالحی، سینماگران از سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ به سراغش آمدند، اما او معتقد بود ورود به دنیای سینما در سنین پایین با ورود در سالهای بعد تفاوت زیادی دارد.
نگاه مثبت صالحی به اصغر فرهادی
سیدعلی صالحی در پاسخ به پرسشی درباره فیلم «سایههای موازی» اصغر فرهادی میگوید آثار این کارگردان را ندیده، اما شخص او را بسیار دوست دارد. دلیل این علاقه، دیداری کوتاه در یک دورهمی بوده است؛ زمانی که فرهادی برای احوالپرسی به سراغ او رفته و درباره ادبیات و شعر گفتوگو کردهاند.
صالحی در توصیف آن دیدار، فرهادی را فردی متواضع، ساده و دور از نمایشهای رایج هنری معرفی میکند. او معتقد است هنرمند برای ماندگاری در ادبیات، سینما و هنر باید ارتباط خود را با مردم حفظ کند و از آنها فاصله نگیرد.
شعرهایی که میان مردم ماندگار شدند
بعضی از سطرهای شعر سیدعلی صالحی، حتی میان افرادی که مخاطب جدی ادبیات نیستند، شناخته شدهاند. عبارتهایی مانند «حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن» و «دیر آمدی ریرا! باد آمد و همه رویاها را با خود برد» از جمله نمونههایی هستند که در حافظه عمومی جای گرفتهاند.
صالحی میگوید هنگام سرودن این آثار تصور نمیکرده که روزی تا این اندازه فراگیر شوند. او همچنین خاطرهای از شعر «هی چاقوی کند کهنسال!» تعریف میکند؛ شعری که ابتدا آن را دور انداخته بود، اما چند روز بعد برای پیدا کردن دوبارهاش با شتاب به خانه برگشت.
او شنیدن شعر خود از زبان مردم را یکی از شیرینترین تجربههای زندگی ادبیاش میداند. صالحی خاطرهای از سفر با اتوبوس و خواندن کتاب «عاشق شدن در دیماه، مردن به وقت شهریور» نقل میکند؛ زمانی که مسافری پس از شنیدن شعرها به او گفته بود: «بخوان، خیلی شاعر است!» صالحی این اتفاق را دستمزدی ارزشمند برای سالها تلاش ادبی خود توصیف میکند.
شاعر باید سخنگوی مردم باشد
از نگاه صالحی، سرودن شعر صرفاً برای شعر را نمیتوان هدف نهایی یک شاعر دانست. او معتقد است شاعری که میخواهد جایگاه واقعی و ماندگاری داشته باشد، باید صدای مردم باشد و برای برگزیده شدن از سوی آنها حرکت کند.
او با اشاره به ماندگاری آثار ادبی بزرگ، میان شخصیت نویسنده و ارزش اثر هنری تمایز قائل میشود و تأکید میکند که آثار میتوانند فراتر از ویژگیهای شخصی خالقانشان باقی بمانند.
نظر صالحی درباره ترانهسرایی و سه چهره ماندگار
این شاعر درباره تمایل نداشتن خود به ترانهسرایی توضیح میدهد که از ابتدا میخواسته از مسیر کتابت و انتشار آثار ادبی به جایگاه موردنظرش برسد. او ترانهسرایی را بیشتر یک فن و صنعت میداند و معتقد است این حوزه با ادبیات تفاوت دارد.
صالحی در ادامه از سه ترانهسرای مورد علاقه خود در دوران جوانی نام میبرد: ایرج جنتی عطایی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز. او این سه چهره را بسیار پیشرو و تأثیرگذار توصیف میکند و میگوید جایگزینی برای آنها نمیشناسد.
کتابهای در انتظار مجوز و نگاه انتقادی به سیاست
صالحی خود را فردی مخالفخوان توصیف میکند و میگوید روحیه مخالفت و حرکت در مسیری متفاوت از ویژگیهای شخصیتی اوست. او همچنین از چهار کتابش نام میبرد که برای دریافت مجوز انتشار در انتظار ماندهاند و ابراز امیدواری میکند امکان چاپ آنها فراهم شود.
این شاعر در بخشی از گفتوگو با اشاره به خاطرهای از سال ۱۳۵۸، بر استقلال نگاه خود تأکید میکند. او میگوید جهان را با شعر میبیند، نه با سیاست و معتقد است جایگاه شعر در زندگیاش از گرایشهای سیاسی جداست.
سیدعلی صالحی در ۷۰سالگی؛ بهترین شعرها هنوز در راهاند
صالحی در پایان گفتوگو به هفتادسالگی خود اشاره میکند و میگوید برخلاف تصور گذشتهاش درباره ناتوانی شاعران در دوران پیری، اکنون بهترین شعرهایش را مینویسد و همچنان بازتاب آثارش را در جامعه دنبال میکند.
او مردم را داوران نهایی آثار هنری میداند و با وجود دشواریهای فعالیت ادبی و تجربه حسادتها و مخالفتها، همچنان به نوشتن ادامه میدهد. صالحی همچنین از استقبال مخاطبان فارسیزبان در کشورهایی مانند سوئد و کانادا یاد میکند و معتقد است توجه به شعر و شاعران در جامعه ایران میتواند بیش از این باشد.












